
تاریخ به روز رسانی:
۱۴۰۴/۱۰/۱۵استراتژی پرایس اکشن کلاسیک توسط ال بروکس (Al Brooks)، پزشک سابق و معاملهگر حرفهای توسعه داده شد و تمرکز اصلی آن بر تحلیل رفتار خالص قیمت، بدون وابستگی به اندیکاتورهای پیچیده است. در این سبک، معاملهگر تلاش میکند منطق پشت هر کندل و هر حرکت قیمت را درک کند و بازار را کندل به کندل بخواند.
این سبک معاملاتی با تمرکز بر پرایس اکشن خالص، ساختار کندلها و منطق پشت حرکات قیمت، به معاملهگر کمک میکند تصمیمات خود را بر پایه احتمال، نظم و رفتار واقعی بازار بگیرد. در این مقاله استراتژی البروکس بهصورت کامل، کاربردی و قابلفهم بررسی شده تا دیدی عمیقتر نسبت به این سبک حرفهای در اختیار شما قرار گیرد.
استراتژی البروکس روشی برای درک رفتار بازار در لحظه است، از نگاه ال بروکس، هر تغییر قیمت در هر تایمفریم و روی هر نموداری بخشی از پرایس اکشن محسوب میشود. بازار همواره تحت تاثیر بازیگران بزرگ و موسسات مالی حرکت میکند و معاملهگر خرد اگر بخواهد موفق باشد، باید یاد بگیرد چگونه در جهت همین بازیگران حرکت کند و بهنوعی سوار موج آنها شود. در این سبک، پیش بینی قطعی جایگاهی ندارد و معاملهگر همواره با احتمالات سروکار دارد.
فلسفه اصلی استراتژی البروکس بر پذیرش عدم قطعیت بازار بنا شده است. از دید ال بروکس، هیچ الگویی تضمینی نیست و حتی بهترین موقعیتها نیز شانس موفقیتی در حدود ۶۰ درصد دارند. به همین دلیل، تمرکز اصلی باید بر مدیریت ریسک و اجرای صحیح باشد.
منطق مهم دیگر در این سبک، مفهوم اینرسی بازار است. بازار تمایل دارد کاری را که در حال انجام آن است ادامه دهد. به همین دلیل، در بازارهای رنج بیشتر تلاشها برای شکست ناموفق میمانند و در بازارهای رونددار نیز اکثر تلاشها برای بازگشت روند شکست میخورند. معاملهگر باید یاد بگیرد این رفتار طبیعی بازار را تشخیص دهد و برخلاف آن معامله نکند.

Al Brooks درباره دیدگاه خود اینگونه میگوید:
I look at price action differently from most traders. This is because I believe that there is significance to every tick that takes place during the day. None of what happens is noise. There is an incredible amount of information embedded in charts of every time frame.
من به رفتار قیمتها متفاوت از اکثر معاملهگران نگاه میکنم. دلیلش این است که معتقدم هر تیک قیمتی که در طول روز رخ میدهد، اهمیت دارد. هیچکدام از اتفاقاتی که میافتد، نویز نیست. حجم باورنکردنی از اطلاعات در نمودارهای هر بازه زمانی وجود دارد.
برخلاف بسیاری از سبکهای معاملاتی که بر مجموعهای از اندیکاتورها و ابزارهای پیچیده تکیه دارند، سبک البروکس ساده و مینیمال طراحی شده است. منطق این سبک بر این باور استوار است که هرچه ابزارها کمتر باشند، تمرکز معاملهگر بر رفتار واقعی قیمت بیشتر خواهد بود. با این حال، این سادگی بهمعنای سطحی بودن نیست، بلکه هر ابزار انتخاب شده نقش مشخص و عمیقی در تحلیل بازار دارد.
مهمترین ابزار در سبک معاملاتی البروکس خود قیمت و کندلها هستند. هر کندل بهعنوان یک واحد اطلاعاتی مستقل در نظر گرفته میشود که داستانی از نبرد میان خریداران و فروشندگان را روایت میکند. اندازه بدنه، طول سایهها و محل بسته شدن کندلها، همگی برای تشخیص قدرت یا ضعف یک سمت بازار به کار میروند. در این سبک، هیچ کندلی بیاهمیت نیست و تحلیل بهصورت بار به بار انجام میشود.
ابزار دیگری که ال بروکس از آن استفاده میکند، میانگین متحرک نمایی ۲۰ دوره (EMA 20) است. ال بروکس EMA را نوعی آهنربای قیمتی میداند و قیمتی که در بسیاری از مواقع تمایل دارد به آن بازگردد. فاصله قیمت از EMA، شیب آن و واکنش کندلها به این سطح، اطلاعات ارزشمندی درباره قدرت روند یا احتمال اصلاح ارائه میدهد.
یکی دیگر از ابزارهای مهم در سبک البروکس، تایمفریم ثابت و مشخص است. هرچند تایمفریم ابزار بهمعنای کلاسیک محسوب نمیشود، اما در استراتژی البروکس اهمیت بالایی دارد. استفاده مداوم از یک تایمفریم (۵ دقیقه) باعث میشود ذهن معاملهگر به ریتم بازار عادت کند و الگوها را سریعتر و دقیقتر تشخیص دهد. این ثبات، بخشی از ابزار تحلیلی ذهنی معاملهگر محسوب میشود.
شمارش بارها (Bar Counting) نیز یکی از ابزارهای مفهومی اما بسیار مهم در استراتژی ال بروکس است. با شمارش تلاشهای بازار برای ادامه روند یا اصلاح آن (مانند H1، H2، L1 و L2)، معاملهگر میتواند تشخیص دهد که آیا بازار هنوز انگیزه کافی برای ادامه مسیر دارد یا وارد فاز فرسودگی شده است. این ابزار مخصوصا در تشخیص نقاط ورود کمریسک نقش مهمی دارد.
سطوح حمایت و مقاومت ساده که مستقیما از رفتار قیمت استخراج میشوند، جزو ابزارهای مکمل در استراتژی البروکس هستند. این سطوح نه بهصورت خطوط متعدد و شلوغ، بلکه بهشکل نواحی مهمی که بازار قبلا به آنها واکنش نشان داده، مورد استفاده قرار میگیرند. ترکیب این سطوح با کندلها و EMA، چارچوبی شفاف برای تصمیمگیری فراهم میکند.
این اصطلاحات به معاملهگر کمک میکنند آنچه را روی نمودار میبیند، بهصورت ساختارمند تحلیل و تفسیر کند:
تسلط بر این اصطلاحات به معاملهگر کمک میکند تحلیلهای خود را دقیقتر، منظمتر و همراستا با منطق سبک البروکس انجام دهد.
تایم فریم استاندارد مورد استفاده ال بروکس، نمودار ۵ دقیقهای است. این تایمفریم تعادل مناسبی میان نویز بازار و وضوح ساختار قیمتی ایجاد میکند. با این حال، برای اسکالپینگ و ورودهای سریعتر، از تایمفریمهای ۱ و ۲ دقیقهای نیز استفاده میشود. نکته مهم این است که مفاهیم ال بروکس در تمام تایمفریمها کاربرد دارند، اما هرچه تایمفریم پایینتر باشد، نیاز به تمرکز، سرعت تصمیمگیری و تجربه بیشتری وجود دارد.
ورود به معامله در سبک البروکس تنها زمانی انجام میشود که بازار نشانههای واضحی از برتری یکی از طرفین نشان دهد. معاملهگر باید ابتدا بار سیگنال را شناسایی کند، کندلی که احتمال ادامه حرکت را نشان میدهد. پس از آن، ورود واقعی در بار ورود انجام میشود. یکی از اصول بسیار مهم در این سبک، صبر تا بسته شدن کامل کندل است. ورود زودهنگام و قبل از بسته شدن کندل، ریسک گرفتار شدن در شکستهای جعلی و تلههای قیمتی را بهشدت افزایش میدهد.
خروج از معامله در استراتژی پرایس اکشن البروکس به اندازه ورود اهمیت دارد. در معاملات سوئینگ حد سود بر اساس ساختار بازار، حرکات اندازهگیریشده یا سطوح حمایتی و مقاومتی تعیین میشود. در اسکالپینگ، اهداف کوچکتر هستند و تمرکز بر گرفتن سودهای سریع و کمریسک است. جابجایی حد ضرر پس از حرکت قیمت در جهت مطلوب و خروج تدریجی از معامله از جمله روشهای رایج مدیریت خروج در این سبک محسوب میشود.
مدیریت سرمایه یکی از ستونهای اصلی استراتژی البروکس است. ال بروکس تاکید زیادی بر نسبت ریسک به ریوارد حداقل ۱ به ۲ در معاملات سوئینگ دارد. این نسبت باعث میشود حتی با درصد برد متوسط، حساب معاملاتی در بلندمدت رشد کند.
در معاملات اسکالپ، حد ضررها بسیار کوچک و فشرده هستند و سودها نیز در بازه ۱ تا ۳ پیپ قرار دارند. رعایت حجم مناسب و اجتناب از افزایش هیجانی حجم معامله، نقش در بقای معاملهگر دارد.
از مهمترین مزایای سبک پرایس اکشن البروکس میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
از معایب پرایس اکشن البروکس میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
اشتباهات رایج در استراتژی البروکس شامل:
استراتژی البروکس یک سبک عمیق و ساختارمند برای تحلیل بازار بر پایه پرایس اکشن خالص است که معاملهگر را از وابستگی به اندیکاتورهای متعدد بینیاز میکند. این سبک بهجای پیشبینی آینده، بر خواندن رفتار فعلی بازار و تصمیمگیری بر اساس احتمال، نظم و تکرارپذیری الگوها تمرکز دارد. موفقیت در استراتژی ال بروکس بیش از هر چیز به صبر، تمرین مداوم، پایبندی به قوانین مدیریت سرمایه و توانایی درک کندلها در بستر ساختار بازار وابسته است. البروکس به معاملهگر میآموزد که بازار را بهعنوان یک جریان زنده از تصمیمات خریداران و فروشندگان مشاهده کند.
در ادامه به سوالات پرتکراری که ممکن است برای شما درباره مقاله آموزش پرایس اکشن البروکس پاسخ کامل و کاربردی خواهیم داد.
بله، منطق پرایس اکشن و رفتار قیمت محدود به بازار خاصی نیست و میتوان این استراتژی را در بازار ارزهای دیجیتال نیز به کار برد بخصوص در تایمفریمهای پایین که رفتار کندلها شفافتر است.
یادگیری مفاهیم اولیه زمان زیادی نمیبرد، اما تسلط واقعی به چند ماه تمرین مستمر، بکتست و مشاهده بازار بهصورت روزانه نیاز دارد.
در حالی که امکان ترکیب وجود دارد، فلسفه اصلی این سبک بر سادگی و تمرکز بر قیمت است و استفاده بیش از حد از اندیکاتورها ممکن است باعث کاهش دقت تحلیل شود.
افرادی که صبور، منظم و علاقهمند به تحلیل دقیق رفتار بازار هستند، سازگاری بیشتری با سبک البروکس دارند.
خیر، استراتژی البروکس ماهیت ذهنی دارد و نیازمند تفسیر شرایط بازار است؛ بنابراین بیشتر برای معاملهگرانی مناسب است که توانایی تصمیمگیری تحلیلی و انعطافپذیر دارند.
امتیاز خود به این مطلب را ثبت کنید





دیدگاه شما بعد از تایید در سایت نمایش داده خواهد شد
نظرات حاوی الفاظ رکیک، توهین، شماره تلفن و موبایل، آدرس ایمیل، عقاید سیاسی، نام بردن از مسئولین و امثالهم تایید نمیشود.
هنوز کسی نظری ثبت نکرده!